قلاب زندگی
بیگمان، بدترین روزهای عید تمام عمرم رو پشت سر گذاشتم. درگیر ملال روزها، گرفتار دردهای جسمانی و تلاش برای ادامه دادن مسیر. فکر که میکنم، حتی عید سیاه کرونا، روزهایم بهتر بود. چون کتاب خواندن مزه میداد، اینترنت داشتیم و راحت میشد فیلم و سریال دانلود کرد. با تمام جهان در ارتباط بودیم و تنها هراسمان، ویروس منحوس آن بیرون بود.
شما را نمیدانم ولی من بدون نت، حس گرفتار بودن در قفس را دارم، حس خفگی دارم و حس توهین به شعورم. چرا که در عصر هوش مصنوعی، من از حداقلترین امکانات بشری، محرومم. امسال این سومین بار است که اینترنت جهانی را قطع کردهاند و ما ملت بختبرگشته، دیگر امیدی به اتصال مجدد آن نداریم. خدای من این ابزارهای جستجوی وطنی، خودشان، دم به دقیقه قطع میشوند و بدیهیترین نیاز من در اغلب مواقع تامین نمیشود. برتینا امروز هربار سراغش رفتم شرمنده بود که قطع است. دیگر بیخیال هر سرچی شدم و عطایش را به لقایش بخشیدم. اخبار بهوضوح حالم را بدتر میکند، بودن در جمع، گشت و گذار، کتاب، فیلم، هیچ کدام شفایم نمیدهند. حتی بن لباس امسال اداره، روی دستم باد کرده و شوقی برای خرید ندارم. بهوضوح میبینم که حال اغلب دوستانم کم و بیش مثل من است. حس خفقان لحظهای رهایم نمیکند. شما را این روزها، چه چیزی سرپا نگه داشته؟!